تبليغاتX
سرای سرگرمی و سینما و فوتبال


سلام بچه ها خوبید ؟!

من؟

نه اصلا می دونید چرا؟

خسرو شکیبایی رو که همتون میشناسید...امروز ساعت ۹ صبح رفت پیش خدا...

طفلک سکته قلبی کرد.....

چه صدایی داشت....چه بازی میکرد یادش بخید پارسال وقتی واسه اتوبوس شب جایزه گرفت گفت:این لطف خدا در حق من بوده...

دلم برای بازیاش تنگ میشه ...

اینم متن اخبار خبر گذاری ایسنا:

 

خسرو شكيبايي پس از سال‌ها نقش‌آفريني در سينماي ايران، امروز جمعه، 28 تير، در سن 64سالگي بر اثر سكته‌ي قلبي در بيمارستان پارسيان از دنيا رفت.‌

به گزارش خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون ايران كه سال‌ها با حميد هامون در فيلم «هامون» داريوش مهرجويي باورش كرديم و به خاطر اين فيلم، سيمرغ بلورين بهترين بازيگر مرد را در هشتمين دوره‌ي جشنواره فجر گرفت، سال‌ها بعد به خاطره فيلم «كيميا»ي احمدرضا درويش، دوباره اين سيمرغ را به خانه برد. او سومين سيمرغ خود را هم را براي بازي در نقش عادل مشرقي فيلم «سالاد فصل» فريدون جيراني گرفت. از آخرين افتخارات شكيبايي هم ديپلم افتخار براي فيلم «اتوبوس شب» كيومرث پوراحمد بود.

خسرو شكيبايي كه خاطره‌ي بازي‌اش را در فيلم‌هاي «كاغذ بي‌خط»‏، «يك‌بار براي هميشه» و مجموعه‌هاي تلويزيوني «مدرس»، «روزي روزگاري» و‏‏ «خانه‌ي سبز» از ياد نبرده‌ايم، كم‌تر اهل گفت‌وگو و مصاحبه بود و با بيان صميمانه‌اش از خبرنگاران مي‌خواست كه از او توقع مصاحبه نداشته باشند و دلگير هم نشوند.

او با بازي در نقش كوتاهي در فيلم «خط قرمز» (مسعود كيميايي، 1361) اولين حضورش را در سينما رقم زد و با «هامون» در خاطره‌ها ماندگار شد.

شكيبايي در حدود 40 فيلم سينمايي حضور داشته است؛ فيلم‌هايي همچون: «پري»، «رابطه»، «سايه به سايه»، «درد مشترك» و «خواهران غريب» و با فيلم‌سازان شاخصي چون داريوش مهرجويي، ناصر تقوايي و مسعود كيميايي همكاري داشت.

آخرين نقش‌آفريني اين هنرمند در فيلم تلويزيوني «پيوند» سعيد عالم‌زاده و آخرين نمايش فيلمش، «آشيانه‌اي براي زندگي» حميد طالقاني بود كه به مناسبت روز پدر از تلويزيون پخش شد.

شكيبايي متولد سال 1323 در تهران، فارغ‌التحصيل بازيگري از دانشكده‌ي هنرهاي زيباي دانشگاه تهران بود. در زندگي‌نامه‌ي او به اين موارد اشاره شده است: علاقه به كشتي كچ و شركت در چند مسابقه‌ي آماتوري و غيرحرفه‌يي (1340)، عضو گروه نمايشي توسكا و بازي در نمايش پنجه‌ي عدالت، گوينده‌ي فيلم در استوديو شهاب (49-1347)، فعاليت در تئاتر (1354) و انتشار چند نوار از شعرهاي شاعران معاصر.

از نمايش‌هاي او هستند: پنجه‌ي عدالت، زير گذر لوطي صالح، تراژدي كسري، هنگامه‌ي شيرين وصال، بليت تئاتر، پنجه به دست آوردن، صيادان، با خشم به ياد آر، بازرس، سنگ و سرنا، همه‌ي پسران من، شب بيست و يكم و بيا تا گل برافشانيم.

از فيلم‌ها، نمايش‌ها و مجموعه‌هاي تلويزيوني‌اش هم به اين موارد مي‌توان اشاره كرد: زير گذر لوطي صالح، سنگ و سرنا، لحظه،‌كتيبه، سمك عيار، لحظه، ‌كوچك جنگلي، مدرس، تهران 53، روزي روزگاري، ميثاق خون، خانه‌ي سبز، ميراث مشترك (گوينده گفتار متن)، سرزمين سبز، كاكتوس، در كنار هم، پهلوانان نمي‌ميرند و سرزمين سبز.

اما فيلم‌شناسي خسرو شكيبايي به اين شرح است: خط قرمز، دادشاه، صاعقه، دزد و نويسنده، رابطه، ترن، شكار، هامون، عبور از غبار، ابليس، جست‌وجو در جزيره، بانو، پرواز را به خاطر بسپار، سارا، يك بار براي هميشه، بلوف، پري، درد مشترك، لژيون، كيميا، عاشقانه، خواهران غريب، سايه به سايه، سرزمين خورشيد، رواني، زندگي، ‌ميكس، كاغذ بي‌خط، دختري به نام تندر، مزاحم، صبحانه‌اي براي دو نفر و اتوبوس شب.

 

 

روحش شاد خدا رحمتش کنه...

بای.

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

+ در یکی از همین روزا... جمعه بیست و هشتم تیر 1387که 12:31دقیقه از ان روز گذشته بود    کسی این مطلب را نوشت که نامش امیربود  | 



«سلام»

تنها یک هفته مونده تا به بهترین سه ماه سال برسم........

تابستون.................

بعد از این همه دیدن برگای زرد و برف و بارونای بهاری نوبتش رسیده آفتابو ببینیم......

امسال یه چند تایی از دوستان(مثل ساناز و ساره و نیلوفر خانوم)بر میگردن نت...

ولی یه سری دیگه میرن.....میرن تا از سد کنکور رد بشن....(که امیدوارم همشون موفق بشن)

اما خبر بعدی.....

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تهران دوباره می ترکد؟

چند روز بیشتر نمونده تا تکلیف جام حذفی هم روشن بشه و پرونده باشگاها تا ۲ ماه دیگه بسته شه...

یا استقلال میبره یا پگاه...(البته من دوست دارم استقلال ببره)اگه استقلال ببره کل کشور مثل چند هفته پیش میترکه و استقلالیا هم از جشن گرفتن محروم نمی مونن....

چی بشه امسال اگه استقلال و پرسپولیس و سپاهان برن آسیا....!

البته بعضی جا ها میگن سهمیه ایران ۴تا میشه و صباباتری هم میره آسیا....!

از اونور هم که علی کریمی بخشیده شد و ایران هم یعد این همه وقت بالاخره برد.....

من نمیدونم این مهاجمای ما چه مرگشونه....

اون از  محسن خلیلی که خیر سرش آقای گل ایران شده و چه گلای قشنگی واسه پرسپولیس زد....اونم از عنایتی که مثلا رکورد دار آقای گلی ایرانه....

ببینید کار به کجا کشیده که زندی باید گل بزنه....

بگذریم....

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سرتونو در آوردم....

اندازه چمنای ورزشگاه ازادی دوستتون دارم....

بای

۹ مــــــــیس کال

+ در یکی از همین روزا... چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387که 13:47دقیقه از ان روز گذشته بود    کسی این مطلب را نوشت که نامش امیربود  | 



سلام....

بی مقدمه بگم که شما اصلا نفهمیدید من چقدر تابلو زدم زیر قولم.....

و من اصلا نفهنیدم که شما فهمیدین من چقدر بد قولم....

و ما نفهمیدیم....

و ما اصلا نفهمیدیم امروز علی دایی هر چی کاسه کوزه بود سر ترکی شکست!

و ما اصلا نفهمیدیم طالبلو چرا به تیم ملی دعوت نشد!!

و ما اصلا نفهمیدیم نیکبخت واسه یه تعویض سر به بیایون گذاشت...!!!

و ما اصلا نفهمیدیم چه بلایی سر شیث اومد!!!!

و ما اصلا نفهمیدیم که جمعه خیابانی چه لنگی بازی از خودش در اورد..!!!!!

و ما باز هم اصلا نفهمیدیم که خیابانی گزارش کردن رو با تبلیغات سامسونگ و تعریف تاریخچه فوتبال اشتباه گرفت...!!!!!!

و ما اصلا نفهمیدیم چند وقت پیش تلویزیون کارتون b-movie رو کیفیت پرده ای به بچه های بدبخت نشون داد....!!!!!!!

و ما اصلا نفهمیدیم چرا به یکباره گشت از ۶۰۰۰ تومان به ۸۵۰۰ تومان رسید....!!!!!!!!

و ما نفهمیدیم....و ما خیلی چیز ها را نفهمیدیم و نمی فهمیم و نخواهیم فهمید!!!!

راستی یه بخش جدید هم توی وبلاگ اومده....به اسم مــــــــــــــیس کال!

برای دیدن میس کال  اینجا کلیک کنید!

دوستتون دارم

بااای!!!

+ در یکی از همین روزا... یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387که 1:23دقیقه از ان روز گذشته بود    کسی این مطلب را نوشت که نامش امیربود  | 



می خوام آپ کنم.....نه واسه جبران گذشته....!

از این به بعد میخوام هر ده روز یک بار آپ کنم....

می خوام آهنگسرا رو دوباره بسازم......

میخوام از صفر شروع کنم.......

می خوام وبم از اون وبا بشه که هر آپش ۲۰۰-۳۰۰ تا نظر داره....!(بیشتر بهتر!!)

پریسا ساخت....جشنواره باخت....!!!

بالاخره دایره زنگی به نمایش در اومد....

هر چی از فیلم بگم کم گفتم....

دیگه کم کم هممون از به اکران در اومدن یه فیلم پر هیجان تو سینما نا امید شده بودیم....

اما پریسا بخت آور با این فیلمش نشون داد سینمای ایرانو زنا میچرخونن.....

یه موضوع خیلی قشنگ که تو دهنی محکمی بود واسه این آقایان مقام معظم رهبری و رییس جمهور ولگرد و رییس این بگیر بگیرا (حاج آقا رادان که ماشاالله بعد از کوله پشتی خجالت میکشه  بیاد تو تلویزیون.....!)و کل آخوند ماخوندا........

این فیلم بهشون نشون داد که آقایون مردم بلا نسبت خر نیستن....این خبرایی هم که شما فکر می کنین نیست.....حالا بیاین دو میلیون بسیجی فندق فکر جمع کنین که بیان خونه های مردمو بگردن....

بازم مثل نقل و نبات ماهواره ریخته تو خونه مردم.....!

(حالا وقتی تو ۲۲ بهمن ضایع میشین بیاین گروه سرود ۲۲ هزار نفری بریزین  وسط خیابون مردم  بگن  به به چه حضور سبزی خیلی ممنونم...!البته دیگه مردم همه فهمیدن...)

بگذریم...

از بازیا بگم که همتون میدونین ماشاالله مهران مدیری ترکوند و کاندیدم شد ولی ماشاالله با اتفاقایی که تو جشنواره افتاد سر فیلمو بریدن(اینم یکی دیگه از خدمات نظام مقدس!!! جمهوری اسلامی!!!)

اما مردم که دیگه می فهمن تو این مملکت چه خبره....

هر کی از جلوی سینما آزادی رد می شد تفاوت فیلمها رو می فهمید....

جلو گیشه مجنون لیلی که یه نفرم نبود(فکر کنم این فیلم سر جمع ۲۰ هزار تومان فروش کنه!!!)

گیشه به همین سادگی هم که نگم بهتره...(هر چند این فیلم هم فیلم بدی نیست)

حالا باز جلو گیشه زن دوم چهار نفر بودن(اخه این فیلمم خیلی قشنگه...البته من شنیدم)

ولی گیشه دایره زنگی.....اوه اوه ندیدین....جلوی سینما که صف کشیده بودن هیچ.....

صف تو کوچه هم کشیده شده بود......حد اقل ۶۰۰ نفر تو صف بودن.....

موقع اکرانم که سالن داشت میترکید...!

مردم ما دیگه می فهمن....آقای آخوندی که وقتی نگات به یه زن می افته بهش می گی خواهر ولی دریغ از اینکه چه فکرای پلیدی تو سرت داری...!

مردم ما گول نماز و روزه و السّلام علیکم شما نمی خورن......!

ببخشید من باز دوباره جو گیر شدم بحثو به سیاست کشوندم....

چند تا عکس از این فیم براتون گذاشتم...:

 

 

 

 

 

 

 

اگه این فیلمو ندیدین حتما ببینین....

بعضا از سینما هایی که این فیلمو نماش میدنو بهتون میگم اگه خونتون به اونجا نزدیکه حتما برین....

سینماهای :آفریقا-فرهنگ-ماندانا-ازادی-پیروزی-اسیا-اریکه ایرانیان(همینا رو یادمه)

راستی به اون روزشمار پایین وبلاگم یه نگاه بکنین

اندازه برگایی که این روزا در اومدن دوستتون دارم......

عیدتون مبارک.

خداحافظ!

 

+ در یکی از همین روزا... شنبه دهم فروردین 1387که 1:6دقیقه از ان روز گذشته بود    کسی این مطلب را نوشت که نامش امیربود  | 



چهارشنبه سوری توی تهرانپارس...!!

سلاااااااام! دیگه فکر کنم همتون از قضیه امشب مطلع بودین....چهارشنبه سوری!!!

امشب من فقط از پنجره به بیرون زل زدم.....دیدم سیگارت هایی را که از ترس قرار گرفتن در مقابل نارنجک ها در خود  بی صدا فریاد می زدند...اما فریادشان به گوش هیچ کس نمی رسید!

من دیدم أن قاشق زن هایی را که دیگر آجیلی در قاشق آن ها خود نمایی نمی کرد و باز هم افسوس که جای اجیل را باتوم یگان ویژه گرفت....

دیدم من آن آتشی را که دگر مانع از پریدن کسی نبود....بلکه مجبور بود ترقه ها را در خود ببلعد.....

امشب بارانی نیامد تا بدی ها را بشوبد......

اما در این میان تن کسی در قبر می لرزید.....آری او سیاوش بود....

سیاوشی که روزی باعث و بانی این جشن بود....امشب به غلط کردن افتاده بود و غبطه می خورد که کاش هیچ وقت از روی آتش نمی پرید.....

اما حیف که کاشکی ها هیچ وقت به حقیقت نمی پیوندند...

حیف!!!

تولد با تاخیر!!!

دیروز روزی بود که من بادم افتاد الان یه ساله چه دوستایی پیدا کردم...!

از طایفه اس اسیا گرفته تا بچه مثبتا و طایفه هایی از عشق تورس...!

روزی که یادم افتاد تو این وبلاگ همه جور طعمی رو چشیدم....!

از تحلیل و تمجید گرفته تافحش و کل کل با دخترایی که به غیر از حرف خودشون حرف بقیه باد هواست..!!

:: آهنگسرا تولدت مبارک!!! ::

اینم چند تا آهنگ قشنگ رپ که به لطف دوست خوبم آرین....یه چیزایی از رپ بارم شده...

افشین-حسین تهی:خانوم خوشگله

 

تابستون کوتاهه-زدبازی

 

برو جلو-رضا پیشرو و هیچکس


هدیه-رضا پیشرو

 

میپم و رضا پیشرو-نیلوفر

اندازه ترقه هایی که امشب ترکید دوستتون دارم...بااااااای!!!

+ در یکی از همین روزا... چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386که 0:19دقیقه از ان روز گذشته بود    کسی این مطلب را نوشت که نامش امیربود  | 



explorer blog